محل تبلیغات شما
کاش دنیا به شیرینی و خوشمزگی بچگیام بود، آخه خدای من چرا هر چی دارم بزرگتر میشم دنیا ترسناک تر میشه. میگن بی خبری و خوش خبری راسته تا بچه بودم نمی فهمیدم دنیا دست کیه؟! غم چیه؟! غصه چیه؟!.هر که عقلش بیش دردش بیش اینم واقعیت محض. تا بچه بودیم و از همه جا بی خبر دنیا هم شیرین تر بود .دلم میخواد مث گذشته میتونستم بی دغدغه شادیمو قورت بدم بدون ترس اینکه شادی الانم موقتیه.بدون ترس از دست دادن عزیزام 

مرگ کلمه سه حرفیه که یه دنیا حرف ناگفته پشتش نهفته. هر چقد که تولد خنده رو لب آدم نشوند مرگ به جاش خنده ها رو از لب خشد.

شنیدن مرگ دوست و آشنا تا به حالای عمرم بیشتر از هرچیزی دلمو به درد آورده . دیدن بچه هایی که بی مادر یا بی پدر شدن قلبمو آتیش میزنه.

دختر دوست داشتنی که خیلی بهم محبت داره، هر از گاهی تو آغوشم آروم میگیره و با بوسه های مهربونش به گونم انگار دنیا دنیا انرژی بهم تزریق میکنه هر بار با دیدنش مث دفعه قبل افسوس اینو میخورم که الان مادرش آرزوی اینو داشت که بود و به جای من فرزندش رو به آغوش می کشید

خدایا هیچ مادر و فرزندی از هم دور نشن جدا نشن نه با مرگ نه با هیچ چیز دیگه

 

اگر ندیدمت تو را، تو گریه کن برای من...

تو که نیستی پیشم...

مردابی به نام زندگی

بی ,بچه ,رو ,هم ,چیه؟ ,خبری ,نه با ,بدون ترس ,تا بچه ,داره، هر ,محبت داره،

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها